با تشکر از بازدید کنندگان از وبلاگ بیداری اسلامی از همه می خوام که هم در نظر سنجی شرکت کنند وهم نظر بذارن.
اگه هم مایل به تبادل لینک هستند اول آدرس WWW.Alimola77.mihanblog.com رو لینک کنند ومن هم آدرس آنها رو لینک خواهم کرد.                                            


نوشته شده توسط محمد كیانیدر تاریخ : دوشنبه 18 اردیبهشت 1391

کتابی هایا فراری ها؟ مسئله این است.

در زندگی آدم ها،بعضی روزها هستند که هر سال تکرار  می شوند. روزهایی که پر از خاطره اند وهمیشه بر ای رسیدن آنها لحظه شماری می کنیم ؛مثل روز تولد .تولد یه روز مهم تو زندگی آدم هاست که هر سال در آن روز حس خوبی به آدم دست می دهد؛البته خوبی اش این است که آدم هم باآن دست می دهد!

عید نوروز هم با شیرینی وآجیل وعید دیدنی وعیدی،شیرین ترین وخوشمزه ترین روز این سال است وهمه بچه ها وبزرگترها تا دلتان بخواهد،دوستش دارند وهمیشه برای آمدن آن لحظه شماری می کنند .در مقابل ،بعضی روزها هستند که در هر سال تکرار می شوند،ولی روزهای  خیلی شیرینی نیستند!مثل همین روزاول مهر که بعد از سه ماه 3تفریح واستراحت و خوش گذرانی مجبوری دوباره بروی کلاس ودرس ومدرسه ومعلم وکتاب وریاضی وتخته سیاهی که سال هاست سبزه و...

درباره روزهایی مثل تولد یاعیدنوروز که چندخط بالاتر ازشون گفتم،تقریباً نظرهمه مردم یکسانه،ولی درباره اول مهر نظرات متعددی وجود دارد!به طور کلی،نظرات درباره اول مهر به دو دسته تبدیل میشوند؛دسته اول یا دسته کتابی ها ودسته دوم یادسته فراری ها دسته اول یا گروه کتابی ها،گروهی هستند که غالباً جزکتاب و درس وگچ ودفتر چهل برگ ومعلم ومسئله های ریاضی،با هیچ موجود زنده وغیر زنده ای روی کره ی خاکی آشنایی وارتباط ندارندوتنها هدفشان از زندگی گرفتن نمره بیست وبزرگترین شکست و     غصه شان کسب نمره75/19 است.موجوداتی که در ساعت زنگ ورزش وحتی در سرویس نیز در حال درس خواندن هستند.یکی دیگر از نشانه های دسته اول این است که پس از امتحانات،گروهی از آنها در گوشه ای ازحیاط مدرسه جمع می شوند ودر حال بالا وپایین کردن جزوه وکتاب وتخمین نمره خود هستند وبعضاًمشاهده می شود که ازآن روز تا اعلام نتایج امتحان،دچار افسردگی مزمن وبی اشتهایی غذایی به دلیل کسب نمره ضعیف19می شوند.این گروه مشخصه دیگری نیز دارند که ازبعضی ازآن هادر معرفی دسته دوم یادخواهیم کرد.به طورکلی،ازنظرعلم روانشناسی صالینی(که کاشف آن آقاصالح بوده است)،این موجودات مجرم نیستند،بلکه بیمارند وباید باآنها همانندبیمار برخورد کرد.این موضوع حتی مورد تایید انجمن حمایت از بیماران خاص نیز قرار گرفته است!

دسته دوم یا گروه فراری گروهی از دانش آموزان هستندکه بزرگترین مشکل زندگی آنان وجود افراد دسته اول است!اعضای دسته دوم به طوراساسی با دسته اول مشکلات بیشتری دارند.یکی ازمهم ترین مشکلات دسته دوم با دسته اول خودشیرینی آنهاست؛مثلاً زمانی که معلمان با شامه بسیار قوی که دارند،برای پرسش های کلاسی نگاه مبارک را فقط دربین دانش آموزان دسته دوم می چرخانند ویکی از آنهایی را که حدس می زنند دراین چند روز رنگ کتاب ودفتر را هم ندیده است،انتخاب می کنندودر ملأعام یک پرسش درسی از وی می پرسند ودانش آموز دسته دوم یا همان دانش آموز قربانی فقط دو ثانیه فرصت دارد تا جواب سوأل مطرح شده را بدهد،چند عدد انگشت سبابه که دقیقاًبه دسته اول متعلق است بالا می رود وجمله منفور«آقا،مابگیم،آقا مابگیم؟!»فضای کلاس را پرمی کند!روانشناسان معتقداند ازنظرعلم روانشناسی صالینی،تجربه نشان داده استکه دانش آموزدسته دوم از ثانیه سوم پس از سوأل درحالت شوک است وازثانیه پنجم به بعددیگر به سوأل فکر نمی کندوهمه فکر وذهن او مشغول نثارکردن جملات پر از مهر ولطف ومحبت به دانش آموز دسته اول است ودر دلش به این فکرمی کند که حتماً باید همین امروز پس از تعطیلی مدرسه ازخجالت دانش آموز دسته اولی در بیاید.بالاخره،توعالم رفاقت وهمکلاسی درست نیست چیزی از کسی توی دل انسان بماند!ازبزرگترین برتری های دسته دوم نسبت به دسته اول،شناخت فوتبالیست های مطرح جهان ودنبال کردن لیگ های اروپا مثل لالیگاو....،آسیا وآمریکای جنوبی است!موردی که حتی نامش هم از بغل گوش دسته اول عبور نکرده است چه برسد به داشتن آمار دقیق زندگی خصوصی فوتبالیست ها!دسته دوم به طور منظم تفریح و ورزش می کنند،ولی به طور نامنظم گاهی درس می خوانند ومعمولاًبا قرائت فاتحه ای برای روح مرحوم ناپلئونی،موفق به کسب نمره ای ناپلئونی می شوند وبه لطف دوستان وآشنایان ودیگر بازماندگان سببی ونسبی معمولاًراهی کلاس بالاتر می شوند!البته این گروه علی رغم بد شناسی های بسیار،شانس های متعددی نصیبشان می شودکه برجسته ترین آنها کم وزنی دسته اول است.این مزیت آن جانمود پیدا می کند که پس ازخوردن دسته اول ونمره هایشان توی سر دسته دوم،آنها باز هم سربلند وقدرتمنداز همیشه به عضویت در دسته دوم ادامه می دهند!هرچند تحمل هردو برای یکدیگر مشکل است،درهر حال اول مهر وشروع تحصیلی هرسال با تقابل این دو نسل کاملاًمتفاوت شروع وباجنگ بین آنها پری می شود وبا یاد و خاطره های دلنشین از روزهای خوب مدرسه پایان می یابد. خاطراتی که سال ها یادآوری آنها باعث باز شدن زخمی عمیق که نه، باعث زنده شدن خاطرات خوب مدرسه می شود!تعطیلات عید خوش بگذرد!!                                                تا بعد........


نوشته شده توسط محمد كیانیدر تاریخ : دوشنبه 18 اردیبهشت 1391

دشمن را نا امید کنید.

شناخت صحیح ودقیق دوست ودشمن یکی از اساسی ترین کارهایی است که انسان در هر سنی باید انجام دهد.انسان باشناخت دوست،می تواند از حمایت وراهنمایی افرادی بهره مند شود که یقین دارد اورا دوست دارند وخیر خواه اوهستند وبا شناخت دشمن،می توانند از افتادن در دام های مهلک ونابودکننده،گرفتارشدن در انسان های پلید وبد خواه ونظام های حکومتی ظالم وستم کار در امان بمانند.همه انسان ها در درون وجود خود از دو خصلت مثبت ومنفی برخوردار بوده وبر  همین اساس با تکیه بر عقل وقدرت انتخاب خود،یکی از دو جبهه حق یا باطل رابر گزینندبه همین دلیل،نبرد بین حق وباطل،عقل وجهل،خوب وبد،صالح وفاسدومظلوم ظالم از نخستین روزهای آفرینش انسان همواره وجود داشته واین نبرد تا پایان دنیا وزندگی دنیایی انسان ها ادامه خواهد داشت.بدیهی است دراین مبارزه وانتخاب راه،پیروزی وسر افرازی ازآن کسانی خواهد بود که در شناخت دشمن آگاهانه وعاقلانه عمل کنند چراکه شناخت دشمن از ضروریات اولیه هرمبارزه است وازطریق آن می توان بقای خود وجامعه را تضمین کرد.درطول تاریخ جوامع،شکست واضمحال جوامع وحکومت ها ناشی از بی توجهی به هویت،اهداف،روش های مبارزه وتوانایی های دشمن بوده است.شناخت دقیق وکامل وآمادگی مقابله با دشمن در صورت ضرورت از مواردی است که در مکتب رهایی بخش اسلام مورد توجه ویژه بوده وقرآن کریم در قالب داستان های عبرت آموز وبا استفاده از موضوعات گوناگون،ضمن معرفی دشمن،شناخت اهداف دشمنان اسلام وجامعه اسلام،فریب نخوردن وایجاد آمادگی برای مقابله با دشمن را از حساس ترین وظایف مسلمانان معرفی می کند.پیامبر اکرم(ص)می فرماید:«آگاه باشید عاقل ترین مردم کسی است که خدایَ را بشناسد واز او پیروی کند ودشمن را نیز بشناسد وآن گاه نافمانیش کند.»موضوع دشمن شناسی در اسلام از چندان جایگهی واهمیتی برخوردار است که امامان شیعه در کنار انجام سایر مسئولیت های دینی،بیشترین تلاش خود را صرف شناساندن چهره دشمنان اسلام به امت اسلامی کردند.شاید بتوان گفت که یکی از عوامل اصلی که موجب شده است اسلام عزیز از خطر انحراف ونابودی در امان بماند وتوطئه های فراوان مستکبرین ودین ستیزان را خنثی کند،آگاهی مسلمانان به هویت واهداف پلید دشمنان اسلام بوده است.مستکبرین و منحرفین ونظام های حکومتی فاسد،ظالم وستمگردرطول بیش از چهارده قرن گذشته تلاش زیادی برای نابودی اسلام وخاموش کردن فریاد رهایی بخش و عدالت خواهانه آن انجام دادن امّابا توجه به شناخت ومقابله آگاهانه مسلمانان با دشمن،اسلام عزیز همچنان با عزت،افتخار واقتدار به راه خود ادامه می دهد.انقلاب اسلامی ایران نمونه عینی انقلاب ومبارزه آگاهانه امت اسلامی با دشمنان اسلام، استکبار وصهیونیست جهانی است.انقلابی که با تکیه بر آمیزه های دینی وبا شناخت کامل از هویت اصلی،روش های مبارزه واهداف پلید دشمن آغاز وبه پیروزی رسید.بی تردید،بقا وتداوم این انقالب نیز توجه وتأکیدخاص حضرت امام خمینی(ره)ورهبر عزیز انقلاب اسلامی،حضرت امام خامنه ای (مدظله العالی)برشناخت دشمنان بوده است.در حقیقت می توان گفت عامل اصلی به صحنه آمدن مردم در دوران انقلاب اسلامی وپیروزی بر رژیم استبدادی پهلوی واستکبار وصهیونیسم جهانی ودر ادامه آن خالق حماسه های جاوید مردم مسلمان ایران،به ویژه نوجوانان وجوانان غیور وغیرتمند ایران اسلامی،در صحنه های مختلفی چون حماسه های دوران  دفاع مقدس،جهاد علمی وفرهنگی،دستیابی به انواع اختراعات وابتکارات،پیشرفت های عظیم وشگفت آور علمی،پزشکی .صنعتی این بود که دشمن وماهیت پلید آن را خوب شناخته اند وبرای مبارزه با دشمن نیز انگیزه وهم برنامه دارند.مردم آگاه بصیر وولایت مدار ایران اسلامی این مطلب را به خوبی درک کرده اند که دشمن از ابزارهایی مانندجهالت مردم،حیله وفریب،جنگ روانی وجو سازی منفی علیه نظام اسلامی،ایجاد اختلاف وتفرقه در بین مردم،سیاه نمایی،استفاده ابزاری از مقدسات،ترویج فحشا وفساد،دور کردن مردم به ویژه نسل نوجوان وجوان از هویت دینی وملی،تضعیف روحیه اعتماد به نفس نوجوانان وجوانان به انحراف کشاندن آنها،تهاجم وشبیه خون فرهنگی و...استفاده  کرده وبه دنبال تسلط دوباره برکشور وغارت وچپاول سرمایه های مادی ومعنوی ایران اسلامی است.بدیهی است مردم عزیز وشریف ایران،به ویژه نوجوانان وجوانان غیور،شجاع وولایت مدار،در سایه آموزه های دینی وتدابیر رهبر آگاه وفرزانه انقلاب اسلامی،اهداف پلید وروش مبارزه با دشمنان را به خوبی فراگرفته اند ومی دانند که باید پیوسته در برابر دشمن هوشیار باشند وهرگز دشمن را کوچک نشمارند.نوجوانان وجوانان آگاه ایرانی این فرمایش مولای متقیان حضرت علی(ع)راکه فرموده است:«کسی که از دشمنان غفلت کند،حیله ها وکیدهای دشمن بیدارش خواهدکرد»را به خوبی فراگرفته وهمیشه به آن عمل خواهندکرد.نوجوانان وجوانان ایرانی به این مطلب اعتقاد کامل دارند که دشمن امروز ملت های مسلمان،به ویژه ملت بزرگوار ایران اسلامی،استکبار وصهیونیسم جهانی به سرکردگی آمریکا واسرائیل جنایت کاراست وبا توجه به درس هایی که از مکتب آزادی بخش اسلام عزیز آموخته اند،می دانند که دشمن هیچ وقت خوهان سعادت وخوش بخت آنان نیست.توطئه جدید دشمن این است که می خواهد با بی انگیزه کردن نسل امروز ایران اسلامی برای مبارزه وایستادگی در برابر استکبار وسرگرم کردن آنها به کارهای پوچ وبیهوده وکشاندن وغرق کردن این نسل آینده ساز در منجلاب فساد فکری واخلاقی وترویج فساد وفحشا،افتخارات وهویت اسلامی پرا از ما بگیرد بی شک،نوجوانان وجوانان هوشیار وآگاه ایرانی با عمل به آموزه های دینی خود واطاعت از اوامر ولی امر مسلمین جهان حضرت امام خامنه ای(مدظله العالی)بازهم دشمن را نا امید واو را در رسیدن به اهداف پلیدش ناکام خواهد گذاشت. در شرایط حساس فعلی که انقلاب اسلامی ایران به الگوی انقلاب های آزادی بخش در کل جهان تبدیل شده وعامل اصلی بیداری اسلامی در  منطقه وکشورهای اسلامی شده است،نوجوانان وجوانان آگاه و ولایت مدار ایرانی با وظیفه اصلی خود که همان جهاد علمی ومبارزه فرهنگی با

استکبار وصهیونیست جهانی است آشنایی کامل دارند ودر صحنه خواهند ماند تا انقلاب اسلامی همجنان به سوی قله های عزت وافتخار وشرف حرکت کند وزمینه ساز ظهور منجی عالم بشریت،حضرت ولی عصر(عج)وتشکیل حکومت جهانی اسلام شود.

سردبیر                            n.ghadimi@beest.ir

نگارش                            mohammad.kia828@yahoo.com

                                      برگرفته از مجله پیشگامان                                                


نوشته شده توسط محمد كیانیدر تاریخ : دوشنبه 18 اردیبهشت 1391

مثل های قرآنی

1ـ اول بسم الله و غلط: مثلی است بر گرفته از این که کسی در ابتدای قرائت قرآن و در جمله ی بسم الله الرحمن الرحیم، دچار اشتباه شود و آن را غلط تلفظ کند. این مثل، برای کسی به کار می رود که در ابتدای کاری، دچار اشتباه و خطا شود.
2 ـ جای نعبد جای نستعین: مثلی است به مفهوم این که هر سخن جایی و هر نکته مقامی دارد و گاه به معنای این که گاهی این و گاهی آن و هر کاری جای خود را دارد، استعمال می شود.
3 ـ یک قلش هم بگیرد، بس است: مثلی است که با استفاده از سوره های چهار قل (کافرون، اخلاص، فلق، ناس) ساخته شده است.
این که اگر یک تدبیر از تدابیر هم پیش برود و مؤثر افتد، کافی است.
4 ـ قرآن خدا غلط بشود، کار او غلط نمی شود: مثلی است، برداشته از این که امکان وجود غلط و نادرستی در قرآن کریم وجود ندارد. گوینده ی مثل، با این فرض می گوید بر فرض اگر در قرآن خدا هم غلط وجود داشته باشد، در کار فلانی، غلط وجود ندارد و این جمله را دلیل بر صحت اقوال او قرار می دهند.
5 ـ لا تقربوا الصلوه را می شنود و انتم سکاری را نمی شنوند:
مثلی است برگرفته از آیه ی43 سوره ی نساء، به این معنا که هنگام مستی، نماز نگزارید. این که تنها به بخش مفید به حال یا منظور خود بچسبند و به نکات و توضیحات دیگر آن توجه نکنند و نیز به معنای ناشنیده بگیرد.

دو. کنایه های قرآنی

کنایه های قرآنی، ترکیب هایی هستند که در ساختار اصلی تشکیل دهنده ی آنها، اشاره ی کلمه، ترکیب متن یا ترجمه ای از سوره ها و آیه های قرآن کریم پدیدار باشد. این کاربرد، ممکن است در متون نظم و نثر یا در محاورات روزمره، صورت پذیرد.
1ـ آیه از آسمان نازل شدن: کنایه از لزوم قطعی انجام یافتن امری است، به حدی که پنداری در تأکید انجام دادن آن، آیه ای نازل شده است و در مواردی، به معنای سخت مصرانه پای فشردن و نسبت به امری نه چندان لازم، به شدت اصرار ورزیدن
2 ـ پیراهن یوسف آوردن: کنایه ای برگرفته از داستان آوردن پیراهن یوسف برای پدرش یعقوب است که موجب بازیافتن روشنایی چشم نابینای او شد و کنایه از انجام دادن کاری فوق العاده و ارجمند و سزاوار آفرین و مرحبای بسیار است. البته گاهی عبارت را در مفهوم مخالف می آورند و در مورد کسی می گویند که کار مختصری انجام داده و ناز و منت بسیار دارد.
3 ـ فاتحه ی کسی (یا چیزی) را خواندن: به معنای از کسی یا چیزی، صرف نظر کردن است. در محاورات عامیانه، در صورتی به کار می رود که بخواهند مفهوم چیزی را نابود شده، از دست رفته و به اتمام رسیده بدانند
4 ـ بضاعت مزجات آوردن: بضاعت، به معنای سرمایه و مال است و بضاعت مزجات، به معنای مالی اندک و سرمایه ی کم است. بضاعت مزجات آوردن، کنایه از آوردن یا داشتن سرمایه و توشه ای اندک در برابر مالی فراوان یا عظمتی بسیار است. این کنایه، برداشته شده از آیه ی88 سوره یوسف است که به عزیز مصر می گویند که ما به نزد تو بضاعت مزجات آوردیم.
5 ـ کوس لمن الملک زدن: کوس در این کنایه، کوس لمن الملک زدن، به معنای خود را دارای قدرت و نیروی عظیم دیدن و کنایه از ادعای مالکیت و تسلط مطلق کردن است. این کنایه، بر گرفته از آیه ی شانزده سوره ی غافر است که خداوند در آن، ندای لمن الملک، سر داده است. هر گاه شخصی، بی دلیل، خود را دارای قدرت و سلطنت فراوان معرفی کند، می گویند فلانی کوس لمن الملک می زند.

سه. قرآن و عید نوروز

با تأیید پیشوایان دینی، نوروز ایرانی، به رسمی ایرانی ـ اسلامی تبدیل شد. سنت های نیک گذشته با آموزه های دینی، قرین گشت و آموزه های نو، به زیبایی و غنای بیشتر آن یاری رساند.
یکی از سنت های نیکو که در گذشته و امروز، در اقوام مختلف ایرانی مرسوم بوده و هست، حضور قرآن کریم در آیین های نوروزی است و اینک چند نمونه از این دست:
1 ـ قرآن سفره ی هفت سین: یکی از جلوه های زیبای حضور قرآن در آیین های نوروزی، گذاشتن قرآن، روی سفره ی هفت سین است.
2 ـ قرائت قرآن در هنگام تحویل سال: عده ای سال نو را با قرائت قرآن آغاز می کنند و از این راه، برای زندگی خود، برکت و معنویت را فراهم می آورند.
3 ـ ورود به منزل با قرآن: رسمی است که در آغازین لحظه های ورود به سال جدید خورشیدی، انجام می شود.

 4 ـ پول عیدی لای قرآن:این کار برای آموزش ایجاد ارتباط بهتر و بیشتر با قرآن کریم است و از این راه برای پول های عیدی، تبرک جویی می کنند.

چهار. قرآن در مراسم ازدواج

یکی از جلوه های حضور قرآن در جامعه ی ایرانی، استفاده از قرآن در آیین های ازدواج است. ایرانیان، در مراسم ازدواج نیز سعی دارند تا ضمن اعلام بنای بنیان خانواده، بر آموزش های قرآنی، قرآن شریف را در مراسم ها ی مختلف عقد و عروسی خود حضور دهند. در این جلوه ی ارزشمند قرآن، پایبندی خود را به قرآن و آموزه های آن در شادترین لحظات زندگی نشان می دهند و تصمیم خود را برای پیروی از قرآن کریم در طول زندگی خود، استوار می سازند. ارتباط با قرآن کریم در مراسم ازدواج، به چند گونه است که تعدادی از آنها را بر می شمریم:
1 ـ قرآن سر سفره ی عقد: خانواده های ایرانی، قرآن سفره ی عقد را از زیباترین و بهترین قرآن ها انتخاب می کنند و آن را در سفره ی عقد قرار می دهند.
2 ـ قرائت قرآن، هنگام اجرای خطبه ی عقد
زوج های با ایمان و دیندار نیز از همان آغازین لحظه های پیمان ازدواج، با خویش و با یکدیگر عهد می بندند تا پیرو قرآن باشند و آموزش های قرآن را در زندگی خود به کار گیرند.
3 ـ قرآن همراه جهیزیه ی عروس
4 ـ قرآن همراه عروس: در برخی مناطق ایران، مرسوم بوده و هست که هنگام خداحافظی، پدر عروس، بخشی از قرآن یا مجلدی کوچک از قرآن را در پارچه ای سفید می پیچد و به کمر یا بازوی عروس می بندد و بدین وسیله، عروس را در پناه قرآن قرار می دهد.
5 ـ رد شدن عروس و داماد از زیر قرآن: عروس و داماد نیز با بوسیدن قرآن، از زیر آن رد می شوند تا در پناه و امان قرآن، زندگی امن و آسوده ای را برای یکدیگر بسازند.
6 ـ قرآن مهریه ی عروس: یکی از چیزهایی که در مهریه ی دختران ایرانی، به عنوان یک مورد جدایی ناپذیر حضور دارد، قرار دادن یک جلد کلام الله مجید، به عنوان مهریه است. در حقیقت، زوج ایرانی، با قرار دادن یک جلد قرآن به عنوان مهریه، آن را ضامن خوش بختی خود قرار می دهند.

پنج. نامگذاری قرآنی

نامگذاری قرآنی فرزندان، به دو شیوه ی کلی از قرآن کریم انجام می شود. در روش نخست، با مطالعه در آیات قرآنی، نام یا کلمه ای از آیات الهی، به عنوان نام انتخاب می شود و در روش دوم، با تفأل و انتخاب جایی از قرآن به صورت اتفاقی و قرعه ای و باز کردن صفحه ی باز شده، نامی از آن صفحه برگزیده می شود. نام های قرآنی، به چند گروه تقسیم می گردند:
1 ـ نامها و لقب های شخصیت های قرآنی
2 ـ نام ها و صفات خداوندو یا بخشی از نام های الهی با ترکیب عبدالأعلی،
3 ـ کلمات مقدس قرآنی:
الف: نام هایی که به همان شکل ، مانند: هدی، بشری، آیت، برهان و...
ب) نام هایی که بدون توجه به شکل صرفی آن به کار می رود، مانند: مبینا،
ج) نام هایی که با تغییری به عنوان نام استفاده می شود، مثل: عاکف، اشراق.

شش. سوگندهای قرآنی

یکی از مسایلی که در زندگی رخ می دهد، قبولاندن اندیشه، اثبات ادعا، گرفتن حق، دفاع از ستم دیده و رساندن حق به حقدار و... است. برا ی دستیابی به این مهم، راه حل هایی چند وجود دارد. مدعیان حق، گاه با دلیل و برهان وگاه با آوردن شاهد و... دیدگاه خود را به اثبات می رسانند.

چند نمونه از سوگندهای قرآنی مرسوم چنین است:
1 ـ به قرآن: از رایج ترین قسم ها است
2 ـ به سی جزءکلام الله: سوگندی است که در آن، به تعداد جزءهای قرآن، اشاره شده است و برای تأکید بیشتر در قسم است.
3 ـ به قرآنی که در سینه ی محمد است: نوعی قسم، همراه با اشاره به جایگاه تحمل وحی ـ که سینه ی مبارک پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) ـ است.
4 ـ به آیه های قرآن: با اشاره به آیه های قرآن و فراوانی آن، می خواهد شدت بیشتری به قسم خود بدهد.
5 ـ به روح قرآن: در این جا به روح و جان مایه ی حقیقی یا به عبارتی، به محتوای قرآن، قسم یاد می شود.

 


نوشته شده توسط محمد كیانیدر تاریخ : سه شنبه 29 فروردین 1391

فعالیت های سیاسی امام(ره)

نخستین حرکت های سیاسی امام (ره)به سالهای اولیه پس از سقوط رضا شاه باز می گردد.اولین سند مکتوب سیاسی ایشان در سال 1323 با عنوان«قیام»بیانیه ای بود علیه حکومت استبدادی واین در حالی بود که سایر رجال سیاسی دوره شاه جوان را فضای باز پس از استبداد خوانده وبه نقد دوران دیکتاتوری رضا شاه می پرداختند.درهمین سال بود که حضرت امام(ره) کتاب کشف الا سرار را در رد حکمی زاده نوشت.در دهه 30 فعالیت سیاسی حضرت امام علاوه بر تربیت شاگردانی که بعدها یاران انقلاب گردیدند تلاش برای جلوگیری از اعدام مرحوم نواب صفوی بود که اقدام به نامه نگاری به سران رژیم کردواز آیت الله بروجردی خواست در اعتراض به این اعدام وارد عمل شود که ا لبته نتیجه نگرفت.ام فعالیت سیاسی حضرت امام در دهه 40 بسیار متفاوت از دهه گذشته بود که بخشی از آن به دلیل ا‌تفاقا‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌تی بود که درهمان ماههای اول این دهه رخ داد . نخستین اتفاق مهمی که در روند فعالیت سیاسی نقش بسزایی داشت ارتحال آیت الله بروجردی در فروردین   1340بود.این اتفاق علاوه بر آنکه ضایعه ای بزرگ برای مرجعیت شیعه بود برای رژیم نیز به عنوان یک عامل تسهیل کننده بشمار می رفت چرا که دقیقاً آن بزرگوار در ماههای پایانی عمر خویش(اسفند1339)به مخالفت علنی با اصلاحات ارضی پرداخته بود.علاوه بر رژیم تلاش می کرد پایگاه مرجعیت پس از ایشان را از قم به نجف منتقل سازد از همین رو نسل جوان روحانیت که نگران این امر بودند به منظور چاره جویی گردهم آمدند.علامه طباطبایی،شهیدبهشتی،مرتضی مطهری،مرحوم طالقانی از جمله کسانی بودند که در این خصوص به گفته گوپرداختند وحاصل آن در کتابی به نام«بحثی در مرجعیت روحانیت»منتشر شد.(این اثر را مهم ترین کتاب پنجاه سال اخیر کشور خوانده اند)

اتفاق دیگر که در همین ایام رخ داد در گذشت مرحوم آیت الله کاشانی بود فقدانی که بیش از هر چیز لزوم ظهور پرچم داری برای برگرفتن علم مبارزه روحانیت شیعه علیه حضور ونفوذ اجانب و مزدوران آن را آشکار می ساخت.حضرت امام(ره)در این خلاء برای مقابله با برنامه های رژیم وارد عمل شدند یکی از مهمترین اقدامات رژیم در راستای برنامه های اصلاحی،تصویب لایحه انجمن های ایلتی وولایتی بود که به طور غیر قانونی در هیئت دولت به تصویب رسید.این مصوبه سه موضوع اساسی را در برداشت:1-حذف اعتقادبه دین اسلام از شرایط نمایندگی2-سوگند به کتاب آسمانی به جای قرآن مجید در مراسم تحلیف3-اعطای حق انتخاب کردن وانتخاب شدن به زنان که بندهای اول ودوم در راستای حذف تدریجی اسلام وبند سوم به منظور سوء استفاده از نام وحقوق زنان توسط حضرت امام(ره)ارزیابی شد.لذا معظم له مبارزه علیه آن را آغاز کرد وپس از دو ماه،مبارزات ایشان منجر به لغو لایحه گردید اما رژیم سیاست ها خود را در قالب«انقلاب سفید»دنبال کرد.پس از حمله نیروهای نظامی به فیضیه امام فتوای تحریم«تقیه»را صادر کرد ومشی سکوت در مقابل شاه را به چالش کشید.این حرکت امام که به عنوان نقطه ی عطفی در تاریخ مبارزه انقلابیون مذهبی بهشمار می رود از یک سو رژیم شاه را بر سر دو راهی خطرناک(مقابله وعدم مقابله)قرار داد که یک راه آن به گسترش مبازه با رژیم منتهی می شد وراه دیگر آن مقابله با نیروهای مذهبی واسلام گرایان که عاقبت بد فرجامی را برای رژیم      

در پی داشت.ازسوی دیگر موج بزگشت به اسلام در میان روشنفکران،انقلابیون وروحانیت زنده گردید ورهبری مبارزه علیه رژیم به دست روحانیت مبارز افتاد.با فرا رسیدن ماه محرم حضرت امام پیشنهاد کردند علما ومراجع وخطبا نسبت به اعمال رژیم دست به افشا گری زده وخود ایشان در عصر عاشورا(13 خرداد42)سخن رانی تند وصریح ایراد فرمودند که شخص شاه را مورد حمله قرار داد واو را با یزید مقایسه کرد وفاجعه فیضیه را به کربلا تشبیه نمودند.این اقدام امام هزینه برخورد رژیم با ایشان را افزایش می داد چرا که دست گیری وشهادت ایشان واقعه شهادت امام حسین(ع)را در یادها زنده می کرد.دستگاه طاغوت که صدای فرو ریختن پایه های حکومتش را می شنید در یک اقدام عجولانه دستور جلب و حبس امام را 24 ساعت بعد صادر کرد. پخش خبردستگیری حضرت امام(ره)موج اعتراض مردمی در سراسر کشوربه ویژه شهرهای تهران،قم،مشهد،شیراز اصفهان،تبریز ورامین را به دنبال داشت که روش سرکوب نه تنها آن موج را خاموش نساخت بلکه آتش زیر خاکستری شد که 15سال بعد شعله های آن با خشم ملت مسلمان ایران نمایان گردید.


نوشته شده توسط محمد كیانیدر تاریخ : سه شنبه 29 فروردین 1391
صفحات سایت
تعداد کل صفحات : 5           1    2    3    4    5